ماجرای خواستگاری وزیر ارشاد در کرمانشاه با هویت جعلی !!!
در کرمانشاه با خواهر همسرم(خواهر همسر آیندهام) که قبلا در جلسههای تفسیر قران من در سنقر شرکت میکردند، مشورت کردم. ایشان یک نفر را معرفی کرد اما بعد از خواستگاری خانوادهشان به من مشکوک شدند و مجبور شدم رها کنم. بعد خواهر خودش را معرفی کرد اما این بار خودم جلو نرفتم.» به گزارش شبکه ایران، وزیر ارشاد در ادامه افزوده است: آقای موسی موسوی که الان قائم مقام مجمع تقریب مذاهب اسلامی است و از قدیم مرا میشناخت آنجا امام جماعت بود و مسجد و محفلی داشت. ایشان واسطه شد و از طرف من از خانواده همسرم خواستگاری کرد.

در این گفتوگو از روزهایی سخن گفته است که بهدلیل مبارزه علیه حکومت طاغوت، تحت تعقیب ساواک قرار گرفته و بر این اساس مجبور شده با اسمهای مختلفی همچون «الهی» و «ابرار» و ملیتهای ایران، پاکستان، عراق، کویت، سوریه، بحرین، امارات و لبنان در کشورهای مختلف به فعالیتهای خود ادامه دهد. اما بخش جالب داستان زندگی جنتی جایی است که حتی مجبور شده با هویت غیرواقعی با همسرش ازدواج کند.
بعد از خواستگاری خانوادهشان به من مشکوک شدند
به گزارش شبکه ایران، علی جنتی که در آن دوران خفقان و فضای امنیتی کشور با توصیه و همراهی آیت الله هاشمی رفسنجانی تشکیلات فرار را برای فراری دادن، اقامت، آموزش و برگرداندن مبارزان انقلابی کشورمان( که افراد شناخته شده این روزها مثل آقای یونسی وزیر سابق اطلاعات، شهید مهدی باکری و رحیم صفوی هم جزو آنان بودند) در کشور سوریه طراحی کرده بودند درباره این فصل از زندگیاش (ازدواج) گفته است: «سال 55 با یک گذرنامه عربی رفتم کویت، ویزای ایران گرفتم و به صورت رسمی و از طریق فرودگاه مهرآباد آمدم ایران. عربی بلد بودم و با لباس عربی هم آمدم که کمتر شک کنند. رفتم ملاقات شهید بهشتی و شهید مفتح و چند نفر دیگر و قرار و مدارهایی برای فرستادن افراد به خارج از کشور گذاشتیم. آن موقع واقعا هیچ امیدی نداشتم که انقلاب به این زودیها به نتیجه برسد و میدانستم که اگر از ایران بروم احتمال اینکه بتوانم دوباره برگردم کم است. تصمیم به ازدواج داشتم اما نمیخواستم با غیر ایرانی ازدواج کنم. با هویت واقعی خودم هم نمیتوانستم ازدواج کنم. در کرمانشاه با خواهر همسرم(خواهر همسر آیندهام) که قبلا در جلسههای تفسیر قران من در سنقر شرکت میکرند، مشورت کردم. ایشان یک نفر را معرفی کرد اما بعد از خواستگاری خانوادهشان به من مشکوک شدند و مجبور شدم رها کنم. بعد خواهر خودش را معرفی کرد اما این بار خودم جلو نرفتم.» به گزارش شبکه ایران، وزیر ارشاد در ادامه افزوده است: آقای موسی موسوی که الان قائم مقام مجمع تقریب مذاهب اسلامی است و از قدیم مرا میشناخت آنجا امام جماعت بود و مسجد و محفلی داشت. ایشان واسطه شد و از طرف من از خانواده همسرم خواستگاری کرد.
بعد خودم با دختر خانواده صحبت کردم و گفتم من فراری هستم و اگر ازدواج کنم باید خارج از کشور زندگی کنیم. گفتم تا وقتی ارتباطتان با من لو نرفته راحت میتوانید برگردید ایران، اما اگر لو برود احتمال دارد که دیگر نتوانید بیایید. ایشان پذیرفت اما پدر و مادرشان کمی مشکوک بودند. پرسیدند: پدرش کجاست؟ مادرش کجاست؟ پدر من هم آن موقع در اسدآباد همدان تبعید بود. گفتم پدر و مادرم لبنان هستند و من هم در لبنان دانشجو هستم. آنها هم به اعتبار آقای موسوی قبول کردند دخترشان را به من بدهند. خطبه را خودم و آقای موسوی خواندیم. عقد را هم نمیتوانستیم ثبت رسمی کنیم و بعد از انقلاب ثبت کردیم. به همسرم گفتم من از ایران میروم شما هم گذرنامه و ویزا بگیرید و بعد از من بیایید و ایشان هم سه چهار ماه بعد آمدند.»

نامه امام موسی صدر برای معرفی علی جنتی با نام مستعار محمد ابرار به نهادهای لبنانی