یاداشت یک همشهری از سنقر کلیایی
من : رحمانم زمانی ام اهل سنقر کلیایی از شهرستانهای کرمانشاه.در شرق کرمانشاه و همسایه با قروه ی سنندج و همدان و اسد آباد.پدرم یک آدم باسواد اما بدون تحصیلاته اون منو تا اینجا رسونده با زحمت کشیدن و مادرم نان پختنش حرف نداشت اما حالا نان ماشینی میخوریم.روستامون اسمش قلعه جوق بود. الآن زیر هزارها متر مکعب آب دفن شده آخه سد گرفت روستامون رو و زیر آب رفت. روستا رو خیلی دوست دارم.از شهر بیزارم اما توی شهر زندگی میکنم چون... شاید دلایل زیادی داشته باشه. اما من در روستا شاعر بودم ولی اینجا فقط کلمه کنار هم میذارم.همه تون رو دوست دارم... دلم برای کودکی هام تنگ شده دوست دارم برم به کودکی هام.........
+ نوشته شده در ساعت توسط رضا
|